محمد مهدى ملايرى

183

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ناشى از حساب اعداد كسرى است كه در ذهن به آسانى با حساب اعداد تام درهم مىآميزد و چارهء آن هم آن است كه به جاى اعتماد بر حافظه از قلم و كاغذ مدد گيرند . غرض از اين تفصيل بيان ، اين مطلب است كه راه يافتن به اصل واژهء ششويه از آن‌رو كه حل آن در خود عبارت نهفته است كار دشوارى نيست و هركس كه با زبان عربى آشنائى كافى داشته باشد با كمى دقت مىتواند راه حل آن را بيابد و احتمال اين هم كه به جز دخويه و الس هاوزن - دانشمندانى كه آقاى رضا مدنى ما را از كار آنها آگاه كرده - كسان ديگرى هم در جاهاى ديگر به چنين راه‌حلى دست يافته باشند كه ما از آنها آگاه نيستيم كم نيست ، آنچه در اين ميان كم است و جاى آن در مقالهء آقاى مدنى خالى است اين است كه معلوم شود آيا الس هاوزن هم از همين راهى كه در اين‌جا ذكر شد به تصحيح ششويه به بيستويه دست يافته است يا از راه ديگرى كه دانستن آن هم بسيار مفيد خواهد بود . اين از ترجمهء مقالهء دخويه به دست نمىآيد ، شايد لازم باشد كه در اين‌باره به نوشتهء الس هاوزن كه مستند دخويه بوده مراجعه شود . در تصحيح دو واژه‌اى هم كه در اثر تحريف به صورت واژهء ويد درآمده نيز به همين روش عمل شده ، يعنى از راه ترجمه‌هاى عربى آنها . عبارت عربى روايت در اين مورد چنين است : « قال ( - مردانشاه ) فكيف تصنع بويد ؟ قال ( - صالح ) اكتبه ايضا . و الويد النيف و الزيادة تزاد ( فتوح البلدان ، ص 368 ) . در اين عبارت در برابر دو كلمهء عربى ايضا و نيف تنها يك واژهء فارسى به شكل ويد آمده ، و چون ايضا و نيف آن‌چنان در معنى از يكدگر دورند كه هيچ واژه‌اى نه در عربى و نه در فارسى هردو معنى را يك جا دربر نمىگيرد ، بنابراين طبيعى است كه با دقت در اين عبارت اين مطلب به ذهن بگذرد كه شايد ويد در يكى از اين‌دو مورد تحريف‌شده از واژهء ديگرى باشد كه احتمالا در رسم الخط شباهتى به آن داشته ، و چون با اين ديد در عبارت عربى دقت شود بىدشوارى مىتوان دريافت كه آنكه در برابر نيف قرار گرفته تحريفى است از وند ( - واند ) چون اند در فارسى